الشيخ باقر شريف القرشي ( مترجم : فخر الدين حجازى )
8
حياة الإمام الحسن بن على ( ع ) ( زندگانى حسن بن على ع ) ( فارسي )
دژخيمان تاريخ بودند و هشتاد سال با خدا و رسولش جنگيدند و پيشوايان راستين اسلام را به خاك و خون كشيدند و عدل و ايمان را مقهور ستم و فساد خويش كردند . و خيابانى بزرگ با ساختمانهاى آسمانخراشش بنام عبد اللّه زبير است همان پير كفتار منافقى كه در جوانى به همراه پدرش بجنگ عدالت على رفت و زوزهاش از صداى پارس سگهاى حواب بلندتر بود و خالهاش ام المؤمنين عايشه را كه ميخواست از جنگ با على بزرگ بازگردد دوباره بجبهه كشانيد ، در جوانى دشمن على بود و در پيرى دشمن حسين ( ع ) و به زمان حكومت كوتاهش در مكه دشمن پيامبر كه دستور داد شعار محمد رسول اللّه را از بانگ اذان بردارند و گفت نام محمد مرا به ياد خاندانش مىاندازد و از آن رنج ميبرم . ولى در آنجا نامى از على و حسنين نيست و صحيفهء سجاديه را راه نمىدهند و حال آنكه سجادش در همانجا به تربتى پاك غنوده و آهنگ نيايش جاودانهاش هنوز هم در آسمان حجاز طنينانداز است و عجبا كه با وجود تعصب عربى غليظى كه دارند از فقه ابو حنيفهء عجمى پيروى مىكنند و از فقه امام صادق كه شصت و پنج سال در همان مدينه زيسته و بزرگترين مكتب اصيل فقهى را پىريزى كرده خبرى ندارند و آئين او را برسميت نمىشناسند و از درهائى كه بر مسجد النبى باز كردهاند سه در بنام خلفاى راشدين است و اى كاش در چهارمى را لااقل به همان رديف باب على ميناميدند منهاى آنكه تنها درى كه بفرمان خدا بر مسجد پيامبر بازماند در خانهء على بود ولى خوشبختانه حقيقت هميشه در محاق نسيان و پردهء ابهام باقى نمىماند و بتدريج روشنگريها و روشنبينىها پديد مىآيد و لاجرم در كتابخانهء دانشگاه مدينه كتاب اصول كافى شيعه هم جاى ميگيرد و معاون دانشگاه هم كه گاه به منبر مسجد النبى سخن ميگويد رواياتى